خاطرات گذشته......

دیروز را ورق می زنم و خاطرات گذشته را مرور می کنم .

در روز های بی تو بودن صدای خش خش برگ ها را لایلای 

صفحات پاییزی می شنوم و التماس شاخه ها را که در حسرت

دست های سبز تو مانده اند.

کم کم به این باور می رسم که سر نوشت ، نثر ساده ایست

از حسرت و اشک که حرفی برای گفتن ندارد

به صفحات بهاری با تو بودن می رسم

بنفشه هایی که از بالای واژه ها سر می زنند

و چشمان تو را بهانه کرده اند.

/ 0 نظر / 3 بازدید